کار آفرینی اجتماعی فراتر از کارآفرینی اقتصادی

  • نام نویسنده
  • تاریخ
کار آفرینی اجتماعی فراتر از کارآفرینی اقتصادی

در این مقاله، ابتدا به بررسی تعاریف کارآفرینی اجتماعی (SOCIAL ENTREPRENEURSHIP) از دیدگاه چندین نویسنده می پردازیم، سپس ویژگی های مربوط به کار آفرینان اجتماعی و آنچه که این کار آفرینان را از کارآفرینان معمولی متمایز می سازد، مطرح شده است، در ادامه به تشریح عوامل حیاتی موفقیت در کارآفرینی اجتماعی، اعم از صداقت، دلبستگی، روشنی هدف، تعهد، شهامت، ارزشهای اساسی، تمرکز بر مشتری، برنامه ریزی، اقدام و انعطاف پذیری پرداخته شده است.

 

 

منبع:http://www.modir21.com

کات فرد می نویسد که کارآفرینان اجتماعی و اقتصادی هر دو به چشم اندازها و فرصتها توجه داشته، توانایی یکسانی در متقاعد و توانمند کردن دیگران دارند، به گونه ای که به آنها کمک می کنند تا دیدگاهها و چشم اندازهایشان را به سمت واقعیت تغییر دهند. بیشتر نویسندگان این طور بیان کرده اند که کارآفرینان اجتماعی اجازه نمی دهند که فقدان منابع، عقایدشان را محدود کند، آنها بر تجربه شان اصرار می ورزند، محیط شان را به کنترل در می آورند بیشتر از حد متوسط تحمل اطمینان را داشته، برای برقراری عدالت اجتماعی، کشش و کوششی فراوان دارند.

پرابهو معتقد است که کارآفرینان اجتماعی از کارآفرینان اقتصادی به واسطه ایدئولوژی شان که راهنمای آنهاست، برای انتخاب رسالتشان، شیوه ها و هدفهاشان متمایز می شوند و بیان می دارند که: کارآفرینان اجتماعی سازمان های کارآفرینانه نوآوری را تاسیس کرده و به انجام اقدامات مخاطره آمیزی که رسالتش تغییر اجتماعی و گسترش گروه هدف به جای تعقیب سود است، دست می زنند.

بر خلاف کارآفرینان اقتصادی، کارآفرینان اجتماعیاغلب از تلاشهای یکدیگر حمایت می کنند. آنها توانایی تحلیل،‌پیش بینی، برقراری ارتباط، همدلی،‌به شوق آوردن،‌طرفداری کردن و میانجگری را دارا هستند و قادرند که دامنه وسیعی از افراد متمایز را توانمند سازند و سازماندهی کنند (شریل، 2000). به طور عمده، آنچه این کارآفرینان را از کارآفرینان معمولی متمایز می سازد تعهد اجتماعی و تمایل کم به پاداش مالی آنهاست.

جانسون در بررسی کارآفرینان اجتماعی در بخش خصوصی کانادا، بیان می کند که این افراد با حس نیرومندی نسبت به عدالت اجتماعی به فعالیتهای انتفاعی به عنوان ابزاری برای رسیدن به هدف می نگرند (روپروچنی، 2005).

تامپسون و همکارانش بیان کردند که شکیبایی و داشتن چشم انداز از ویژگیهای ضروری برای انجام یک اقدام مخاطره آمیز اجتماعی است. درایتون کارآفرینان اجتماعی را افرادی خلاق می داند که قابلیت تغییر عقیده خود را دارند و تواناییهایی از جمله تشخیص فرصتها، سبک رهبری جمعی، توانایی کار تیمی و انگیزه بلند مدت جامعه گرا را دارا می باشند.

اگرچه بیشتر این ویژگیها ممکن است منحصر به کارآفرینان اجتماعی نباشد و سایر افراد کارآفرین این ویژگیها را دارا باشند، اما کارآفرینی اجتماعی که این ویژگیها را دارند در ابتکارهای خود و تاثیرهای اجتماعی که بر جوامع خواهند داشت، متفاوت خواهند بود(روبرتزووودز، 2000).

1-

صداقت:

نخستین عامل حیاتی در کارآفرینی اجتماعی، صداقت است. شروع یک اقام مخاطره آمیز یا حتی یک استراتژی کسب درآمد، به اندازه کافی مشکل است. بنابراین یک کارآفرین اجتماعی بای در تولید یا خدمتش، بازارش، منابعش و بسیاری عوامل دیگر که در شکست یا موفقیتش تاثیر گذار هستند، صدیق باشد (بوشی، 1998).

2- دلبستگی، شور و شوق:

فردی که در مسیر کارآفرینی اجتماعی گام بر می دارد، باید به این کار دلبستگی داشت هباشد و باید در این امر پور شور و با اشتیاق باشد. اگر فکر کند که بایدی در انجام این کار وجود دارد و به اجبار فعالیت کند، نمی تواند یک کارآفرین اجتماعی موفق باشد (همان).

3- روشنی هدف:

مورد سوم روشنی هدف است. در این جا دو پرسش مطرح می شود: اول اینکه چرا سازمان در مسیر کارآفرینی اجتماعی قدم برداشته است؟ و دوم اینکه چه نیروهای هدایتگری شما را در این مسیر حرکت می دهند؟ این موضوع مهمی است که، اعضای تیم کارآفرینانه ژیش از اینکه فرآیند برنامه ریزی را شروع کنند در رابطه با این پرسشها به اجماع برسند، زیرا که شما برای اینکه بتوانید پاسخ محکمی برای منتقدانتان داشته باشید، به اجماع نیاز خواهید داشت. در اینجا چهار دلیل منطقی ارائه می شود:

    رسالت سازمان:

ما این کار را انجام می دهیم، زیرا که قادر خواهیم بود به افراد بیشتری خدمت رسانی کنیم.

    بقا:

ما این کار را انجام می دهیم، زیرا که منابع قدیمی تامین وجوه، دیگر به اندازه کافی بازدهی ندارند.

    فرصت:

ما این کار رانجام می دهیم، زیرا که بازار، ما را به سمت خودش می کشاند و این فرصت را فراهم می آورد که برای خدماتی که ارائه می دهیم تقاضاهایی را تجربه کنیم.

    آزادی:

اگر ما بتوانیم وجود مورد نیاز خود را تامین کنیم، دیگر توسط اولویت ها و محدودیت هایی که از سوی دیگران بر ما تحمیل می شود، محدود نمی شویم. این چهار واژه دلیل عمده ای است برای موفقیت سازمان.

البته روشنی هدف جنبه دیگری هم دارد که به همین اندازه مهم است و آن پاسخ به این پرسش است: چه تصویری از موفقیت دارید؟ مهم است که شما هدف های بلند مدت خود را پیش از شروع به کار، تعریف کنید. اگر این کار را انجام ندهید شما هرگز قادر نخواهید بود موفقیتتان را به دیگران نشان دهید (همان)

4- تعهد:

مورد چهارم، تعهد است. متاسفانه بیشتر افراد به تعهد داشتن به انجام امری بی میل هستند به این دلیل که آنها مخالف ریسک هستند و یا اینکه ثبات را جستجو می کنند، هر دو دلیل غیر قابل درک و با واقعیت های بازار در تعارض است. مدیران باید به داشتن یک چشم اندار بلند مدت علاقه مند باشند. بیشتر مدیران هنوز به هزینه فکر می کنند تا سرمایه گذاری و آنها به اقدام کردن بی میل هستند، مگر اینکه بتوانند دستیابی به درآمدی را به سرعت در آن اقدام ببینند. در حالی که کارآفرینی به این شیوه عمل نمی شود، بلکه عملی زمان بر است (همان).

5- شهامت:

یک کار آفرین اجتماعی شدن شهامت می خواهد، چه شخصی و چه سازمانی. برای ایجاد تغییر در موارد یادشده، به شهامت نیاز است زیرا که هر سازمان یک فرهنگ سازمانی دارد که شهامت را به شیوه خود به دست می آورد و این فرهنگ وجود دارد چه ما از آن آگاه باشیم، چه نباشیم. این فرهنگ مجموعه ای از ارزش های مشترک است که به ما می گوید ما که هستیم و برای چه اینجا مانده ایم و چگونه باید با دیگران رفتار کنیم و نظایر آن.

در مجموع، تغییر فرهنگ سازمان کار ساده ای نیست. آیا شما می توانید تصمیم های قاطعی بگیرید؟ آیا شما به ریسک کردن تمایل دارید؟ (همان)

6- ارزشهای مهم و اصلی سازمان:

ارزشهای مهم و اصلی سازمان باید مجموعه ای از چهار یا پنج ارزش اساسی را که به روشنی بیناو نهادینه شده و پیوسته تقویت می شود، دارا باشد.

پیش از اینکه شروع به کار کنید، ارزش های اصلی تان را شناسایی کرده، مطمئن شوید که آنها سنجیده شده هستند. آنها براساس برنامه استراتژیکی تان و برنامه های عملیاتی سالیانه تان تدوین کنید و با جدیت به پیگیری و کنترل آنها بپردازید. پیشرفتتان را دست کم سالی یک بار سنجیده و اعلام کنید (همان).

7- تمرکز بر مشتری:

هفتمین عامل موفقیت در کارآفرینی اجتماعی،‌تمرکز بر مشتری است. در این بحث تفاوت عمده ای وجود دارد بین کشیدن محصولات از سوی بازار. در حالت اول شما محصولات خود را تولید می کنید یا خدمات خود را ارائه می دهید، سپس به دنبال مشتری آنها می گردید. در حالی که در حالت دوم شما مشتریان و خدمات گیرندگان خود را شناسایی و نیازهای آنها را بررسی می کنید و سپس محصولات یا خدمات خود را ارائه می دهیدکه در این صورت بازار و خدمات گیرندگان شما را به سوی خود می کشند. این در حالی است که در حالت اول عکس این قضیه صادق است و شما محصولات و خدماتتان را به سوی آنها هل می دهید.

به منظور موفقیت در کارآفرینی اجتماعی باید حالت دوم حاکم باشد و پس از نیاز سنجی مشتریان و خدمات گیرندگان اقدام به ارائه محصول و خدمات شود (همان).

8- مشتاق برای برنامه ریزی:

در کسب و کارهای کوچک نود درصد شکستها ناشی از اشتباه های مدیران است و نه عوامل دیگر. متاسفانه بیشتر افراد بی حوصله هستند و برای پریدن به سمت گام های بعدی بی حوصله می شوند.

در حالی که باید برنامه ریزی کرد و برای آن مشتاق بود. در اینجا برای کمک به شما در امر برنامه ریزی، سه پیشنهاد ارائه می شود.

    اطمینان داشته باشید که تیم برنامه ریزی شما متشکل از مربیان و کارآفرینان موفقی است که در ساخت کسب و کارهای کوچک و یا متوسط خود، به خوبی عمل کرده اند.

این گونه افراد معیارهای واقعی و ارزشمند را به خوبی مشخص می سازند.

    فردی را در رهبری تیم برنامه ریزی قرار دهید:

تیم برنامه ریزی شما به یک رهبر نیاز دارد، به ویژه زمانی که برنامه ریزی کارآفرینانه جامعی را شروع می کنید انتظار نداشته باشید که کارکنانتان علاوه ر مظیفه خودشان این کار راهم بژذیرند.

    محیطی آرام فراهم کنید:

زمانی که تیم تان را انتخاب کردید، برای اینکه مطمئن شوید که همه افراد با چارچوب استراتژیک شما راحت هستند و بر پاسخ پنج پرسش زیر توافق دارند فرصتی را اختصاص دهید:

1- چشم انداز ما چیست (چگونه می خواهیم دنیا را تغییر دهیم)؟

2- رسالت ما چیست؟

3- ارزشهای اساسی که ما را هدایت می کند،‌چیست؟

4- برای انجام این فرآیند چه نیروهایی ما را هدایت می کند؟

5- چه نتایجی را انتظار داریم؟ (همان)

9- اقدام کردن:

برای انجام دادن کاری، شما هرگز تمام منابعی را که نیاز داریم نخواهید داشت.

یک کارآفرین واقعی در حرکت به سمت جلو و انجام دادن کار است که منابع را به دست می اورد. در حالی که یک کارآفین ترسو صبر می کند تا زمانی که یک برنامه کامل داشته، تمام منابع را در اختیار داشته باشد، اقدام به کاری کند.

این در حالی است که یک برنامه بسیار خوب که امروزه با اشتیاق اجرا می شود،‌یک برنامه کامل را که فردا انجام خواهد شد، شکست می دهد (همان).

10- انعطاف داشتن:

آخرین عامل حیاتی موفقیت، انعطاف داشتن و توانایی فی البداهه ساختن ( کسی که بدون مقدمه و آمادگیف چیزی را می سازد) است.

برای انجام دادن یک کار، همیشه تنها یک راه درست وجود ندارد.

موفقیت و سرافرازی به سوی افراد و سازمان هایی خواهد رفت که یاد بگیرند چگونه خود را به سرعت با محیط و شرایط تطبیق دهند (همان).

کارآفرینان اجتماعی، ویژگیها و رفتارهایی شبیه به کارآفرینان اقتصادی (مانند: رهبری خوب و مهارتهای مدیریتی) دارند، ولی آنها بیشتر با کارها و فعالیتهای دلسوزانه و حمایت کننده ارتباط دارند، تا کسب پول.

این کارآفرینان به اجتماع نزدیکترند، از این رو می توانند نیازهای واقعی را تشخیص دهند و به آنها با روش های هدفمند و با معنا پاسخ دهند. این اشخاص به داشتن یک بینش برای تغییرهای اجتماعی نیاز دارند و با انگیزه سودآوری تحریک نمی شوند و اگر خواهان این هستند که تاثیر عمده و مهم بر اجتماعات اطراف خود بگذارند و حمایت شوند،‌باید از توانایی تشویق دیگران و ارتباطات خوب، به بهترین شکل بهره مند باشد.

برای تشخیص نیازهای واقعی و کسب تصور و بینش مطلوب، تحریک و تشویق دیگران، غلبه بر موانع و خطرات در این فرآیند و به طور کلی موفقیت در آن، توجه به عوامل حیاتی موفقیت: (صداقت، دلبستگی، روشنی هدف، تعهد، شهامت، ارزشهای اساسی و مهم، برنام هریزی انعطاف و اقدام) امری اجتناب ناپذیر خواهد بود.

تعداد بازدید : 154

ارسال نظر

سوال امنیتی : مجموع دو عدد 5 و 2 =