160 نکته در مدیریت : توصیه‌هایی برای مدیران، سرپرستان و سرگروه‌‌هایی که با انسان‌ها در ارتباط‌ند

  • نام نویسنده
  • تاریخ
160 نکته در مدیریت : توصیه‌هایی برای مدیران، سرپرستان و سرگروه‌‌هایی که با انسان‌ها در ارتباط‌ند

یکی از ویژگی‌های دوران معاصر، سرعت و شتابی است که زندگی و کار به خود گرفته است. براساس ویژگی‌های این دوره، حتی ادبیات، روزنامه‌نگاری و اطلاع‌رسانی نیز تغییراتی کرده ‌است. به عبارت دیگر در حوزه داستان‌نویسی، پس از رمان‌های چند جلدی دهه‌های نخست قرن بیستم، شاهد ظهور داستان‌های مینی مالیستی و کوتاه هستیم، در حوزه روزنامه‌نگاری و اطلاع‌رسانی هم، خبرنویسی و ارائه اطلاعات با کمترین حجم و بیشترین اطلاعات از پیامدهای روزگار معاصر است. در این ارتباط، 160 نکته کاربردی و اجرایی در مدیریت را برای مطالعه مدیران، سرپرستان و کلیه افرادی که به طور مستقیم با انسانها سروکار دارند، ارائه کرده‌ایم که می‌تواند چکیده دهها کتاب و اثر علمی مدیریتی در این خصوص باشد.

 

نویسنده : شیرخدا، الهه

منبع روزنامه همشهری،‌ شنبه 24 اردیبهشت 1384، سال سیزدهم، شماره 3697، صفحه 11 و یکشنبه 25 اردیبهشت 1384، سال سیزدهم، شماره 3698، صفحه 15

 

 1. آموزش کارکنان (personnel training)

تعریف : افرادی که به استخدام سازمان در می‌آیند علاوه بر معلوماتی که در دبستان، دبیرستان و دانشگاه کسب کرده‌اند و برای ورود به اجتماع و خدمت مؤثر آماده شده‌اند به آموزش تخصصی و حرفه‌ای نیز نیاز دارند تا دانش ف....

 

شرح : آموزش کارکنان یکی از فعالیت‌های مدیریت منابع انسانی است.

 

 2. آموزش مدیریت (Management Training)

تعریف : آموزش مهارت‌های موردنیاز به مدیران با هدف اینکه تبدیل به مدیران موفق شوند.

 

 3. ارزیابی عملکرد کارکنان (Human Resources Performance Measurement )

تعریف : ارزیابی عملکرد فرایندی است که به وسیله آن کار کارکنان در فواصلی معین و به طور رسمی، مورد بررسی و سنجش قرار می‌گیرد.

 

شرح : شناخت کارکنان قوی و اعطای پاداش به آنها و از این طریق، ایجاد انگیزه برای بهبود عملکرد آنان و سایر کارکنان، از جمله علل اصلی ارزیابی عملکرد است. در گذشته، مدیران کلاسیک ارزیابی عملکرد را فقط به منظور ک....

 

 4. امور اداری (Administration)

تعریف : فعالیت‌های مدیریتی که بر دفترداری و کنترل اداری تمرکز می‌کنند.

 

 5. امور منابع انسانی (Human Resources Affairs)

تعریف : کلیه امور مربوط به مدیریت منابع انسانی شامل جذب، استخدام، نگهداشت، آموزش، روابط انسانی، بازنشستگی و . . .

 

 6. انتخاب

تعریف : انتخاب مرحله‌ای از مدیریت منابع انسانی است برای پذیرفتن یا رد تقاضاهای مراجعین و متقاضیان کار، بطوری که شایسته‌ترین، مناسب‌ترین و با استعدادترین آنها برگزیده و تعیین شوند.

 

شرح : انتخاب مرحله‌ای است برای پذیرفتن یا رد تقاضاهای مراجعین و متقاضیان کار، بطوری که شایسته‌ترین، مناسب‌ترین و با استعدادترین آنها برگزیده و تعیین شوند. این کار تکمیل‌کننده مرحله کارمندیابی است. به بیان د....

 

 7. انتصاب

تعریف : عمل انتصاب عبارتست از بکارگماردن موقت یا دائم داوطلب شغل مورد نظر که برمبنای اطلاعات بدست آمده متناسب با آن شغل تشخیص داده شده است.

 

شرح : عمل انتصاب عبارتست از بکارگماردن موقت یا دائم داوطلب شغل مورد نظر که برمبنای اطلاعات بدست آمده متناسب با آن شغل تشخیص داده شده است. در اغلب سازمان‌ها انتصاب بدواً جنبه موقت داشته و پس از اینکه مستخدمی....

 

 8. انضباط کارکنان

شرح : امروزه این تعبیر که هدف اصلی از انضباط باید تغییر و اصلاح رفتار و عملکرد کارکنان باشد قوت گرفته است و مبنای تنظیم بسیاری از قوانین و مقررات انضباطی را تشکیل می‌دهد. بنابراین تنبیه کارکنان خاطی در سازم....

 

 9. انگیزش، مشارکت و روابط کارکنان

شرح : انگیزش، مشارکت و روابط کارکنان از جمله مباحث نرم و رویه‌ناپذیر مدیریت منابع انسانی هستند و نیازمند اقدامات و تشخیص‌هایی از سوی مدیران منابع انسانی هستند. البته سیستم‌های پاداش و تشویق و تنبیه بی‌ارتبا....

 

 10. برنامه ریزی (Planning)

تعریف : برنامه ریزی عبارتست از فرایندی دارای مراحل مشخص و به هم پیوسته برای تولید یک خروجی منسجم در قالب سیستمی هماهنگ از تصمیم‌ها.

 

شرح : برنامه ریزی یکی از وظایف مدیریت است. برنامه‌ریزی دارای انواع و اقسام مختلفی است و در سطوح مختلف مدیریت شکل‌های متفاوتی از آن استفاده می‌شود.

 

 11. برنامه‌ریزی نیروی انسانی (Human Resource Planning)

تعریف : برنامه‌ریزی نیروی انسانی فرایندی است که به وسیله آن سازمان معین می‌کند که برای نیل به اهداف خود به چه تعداد کارمند، با چه تخصص و مهارت‌هایی، برای چه مشاغلی و در چه زمانی نیاز دارد.

 

شرح : هدف از برنامه‌ریزی نیروی انسانی، تأمین، استخدام و حفظ کارکنانی است که بقا و توسعه سازمان به وجود آنها بستگی دارد.

 

 12. بکارگماری (Staffing)

تعریف : کل وظیفه مربوط به انجام امور مربوط به نیروی انسانی در سازمان شامل جذب، استخدام، آموزش، فراهم‌آوری و نگهداشت شرایط کاری مناسب.

 

شرح : بکارگماری یکی از وظایف مدیریت است. مدیریت منابع انسانی نیز حوزه‌ای است که در وظیفه بکارگماری می‌گنجد.

 

 13. بهداشت و ایمنی کارکنان

شرح : استفاده مطلوب از نیروی کار افراد وقتی امکان‌پذیر است که کارکنان از سلامت کامل برخوردار بوده و از خطر ابتلا به بیماری یا هر نوع حوادث در محیط کار بدور باشند. معمولاً سازمان‌ها برای ارائه خدمات درمانی و....

 

 14. بیمه و بازنشستگی کارکنان

شرح : برنامه‌های بیمه و بازنشستگی به منظور ایجاد امنیت اقتصادی و تأمین معاش و زندگی مستخدم و خانواده‌اش در زمان بیکاری، بیماری، پیری و از کارافتادگی و بالاخره پس از مرگ، تهیه و اجرا می‌گردد.

 

 15. پاداش کارکنان

شرح : به جبران زحمتی که فرد در سازمان متحمل می‌شود، در ازای وقت و نیرویی که او در سازمان و به خاطر نیل به اهداف سازمان صرف می‌کند، و به تلافی خلاقیت و ابتکارات وی برای یافتن و به کارگیری رویه‌ها و روشهای کا....

 

 16. تجزیه و تحلیل شغل (Job Analysis)

تعریف : تجزیه و تحلیل شغل فرایندی است که از طریق آن ماهیت و ویژگی‌های هر یک از مشاغل در سازمان بررسی می‌گردد و اطلاعات کافی درباره آنها جمع‌آوری و گزارش می‌شود. با تجزیه و تحلیل شغل معلوم می‌شود هر شغل چه وظا....

 

 17. جابجایی کارکنان

شرح : انتصاب صحیح از جمله اقداماتی است که در کاربرد مطلوب منابع انسانی نقش مؤثر و اساسی ایفا می‌کند. اما انتصاب امری همیشگی نیست بلکه بر اساس شایستگی‌ها، تجربیات و دانشی که افراد در طول خدمت خود کسب می‌کنند....

 

 18. حقوق و دستمزد کارکنان

شرح : به کارکنان به جبران کاری که در سازمان انجام می‌دهند حقوق و دستمزد پرداخت می‌شود. ارزش نسبی مشاغل مختلف در سازمان، ارزش نسبی کارکنان، سطح حقوق و دستمزدهای رایج، نقش اتحادیه و سندیکاها، اوضاع اقتصادی، ....

 

 19. رفتار سازمانی (Organizational Behaviour)

تعریف : طرز فکر، رفتار و فعالیت‌های افراد داخل سازمان و خود سازمان به عنوان یک موجودیت مستقل.

 

 20. رفتار کارآفرینانه (Entrepreneurial Behaviour )

تعریف : رفتاری مدیریتی که تمایل به ریسک کردن، توانایی تشخیص و بهره‌برداری از فرصت‌ها و داشتن رویکردی فرافعالی نسبت به محیط از مشخصه‌های اصلی آن هستند.

 

 21. رفتارهای مدیریتی (Managerial Behaviour)

تعریف : واژه عمومی برای نگرش‌ها و اعمالی که مدیران در مجموعه‌ای خاص از شرایط از خود نشان می‌دهند.

 

 22. رهبری (Leading)

 23. طبقه‌بندی مشاغل (Job Classification)

تعریف : طبقه‌بندی مشاغل عبارت است از دسته‌بندی یا تنظیم مشاغل در گروه‌هایی از مشاغل مشابه و قراردادن این مشاغل در طبقات و درجات مختلف، بطوری که رابطه صحیح و مناسبی بین عوامل سه‌گانه زیر برقرار شود: 1) وظایف،....

 

 24. طراحی شغل (Job Design)

تعریف : طراحی شغل عبارت است از تعریف روشی که یک کار باید انجام شود و فعالیت‌هایی که در یک شغل مفروض مورد نیاز است. در تعریف دیگر، طراحی شغل عبارت است از تعیین و در کنار هم قرار دادن وظایفی که به صورت یک واحد ....

 

 25. فرهنگ سازمانی (Organizational Culture)

تعریف : به ارزش‌های متداول و ادراکات مشترک موجود بین اعضای یک سازمان فرهنگ سازمانی گفته می‌شود.

 

 26. کارمندیابی

تعریف : کارمندیابی، فرایندی است که به وسیله آن کسانی که به نظر می‌رسد توانایی بالقوه‌ای برای عضویت در سازمان و انجام دادن وظایف محوله دارند شناسایی می‌گردند و موجبات جذب آنها به سوی سازمان فراهم می‌شود.

 

شرح : کارمندیابی یک فرایند واسطه‌ای است؛ یعنی طی این فرایند کسانی که جویای کارند (متقاضیان کار) و کسانی که خواهان نیروی کارند (استخدام‌کنندگان) برای نخستین بار با یکدیگر روبرو می‌شوند تا طی فرایند بعدی (انت....

 

 27. مدیر در نقش رهبر (Manager as Leader)

شرح : مسئول ایجاد انگیزش در زیردستان و فعال‌سازی آنها. مسئول بکارگماری، آموزش و وظایف مرتبط. مسئول هر گونه فعالیت مدیریتی که به زیردستان مربوط باشد.

 

 28. مدیر در نقش کارآفرین (Manager as Entrepreneur)

شرح : سازمان و محیط آن را برای فرصت‌ها جستجو می‌کند و پروژه‌های بهبود را برای ایجاد تغییر در سازمان آغاز می‌کند. برای طراحی پروژه‌های خاص نظارت می‌کند.

 

 29. مدیر در نقش کنترل‌کننده (Manager as Disturbance handler)

شرح : مسئول برای انجام اقدامات اصلاحی وقتی که سازمان با تغییرات و انحرافات مهم و غیره منتظره روبرو می‌شود.

 

 30. مدیریت منابع انسانی (Human Resource Management)

تعریف : مقصود از مدیریت منابع انسانی سیاست‌ها و اقدامات مورد نیاز برای اجرای بخشی از وظیفه مدیریت است که با جنبه‌هایی از فعالیت‌ کارکنان بستگی دارد، به ویژه برای کارمندیابی، آموزش دادن به کارکنان، ارزیابی عمل....

 

 31. مهارت‌های انسانی (Human Skills)

تعریف : توانایی کار با افراد و گروه‌ها و درک و ایجاد انگیزش در آنها.

 

شرح : یکی از سه دسته مهارت‌های مدیریت. مهارت‌های این دسته مربوط به روابط انسانی است.

 

 32. مهارت‌های فکری (Conceptual Skills)

تعریف : توانایی در ایجاد هماهنگی و یکپارچگی تلاش‌ها و فعایت‌های سازمان. توانایی در درک سازمان به عنوان یک کل، درک چگونگی ارتباط اجزای سازمان با یکدیگر و توانایی در پیش بینی اثرات یک تغییر در سازمان. توانایی د....

 

شرح : یکی از سه دسته مهارت‌های مدیریت. این دسته از مهارت‌های مدیریت با مفاهیم و ایده‌ها سر و کار دارند.

 

 33. مهارت‌های مدیریت (Management Skills)

تعریف : تخصص یا توانایی در انجام کارهای مربوط به مدیریت.

 

شرح : برای اینکه مدیران در انجام وظایف مدیریت و ایفای نقش‌های مدیریتی موفق باشند باید دارای برخی مهارت‌های مدیریتی باشند. رابرت کتز، استاد دانشگاه و مدیر، مهارت‌های مدیریتی را در قالب سه دسته تقسیم‌بندی کرد....

 

 34. مهارت‌های مذاکره (Negotiation Skills)

تعریف : مهارت‌های مورد نیاز برای انجام مذاکره موفق و دستیابی به این تضمین که توافق حاصل از مذاکره اهداف مورد نظر را تأمین می‌کند.

 

شرح : مذاکره عبارتست از فرایندی که که در آن دو طرف با هم صحبت می‌کنند تا بر سر موضوعاتی مانند دستمزد، قیمت، نحوه ادغام و غیره به توافق برسند.

 

 35. نقش‌های اجتماعی (Interpersonal Roles)

شرح : یکی از سه دسته نقش‌های مدیریتی.

 

 36. نقش‌های تصمیم‌گیری (Decision Making Roles)

شرح : یکی از سه دسته نقش‌های مدیریتی.

 

 37. نقش‌های مدیریتی (Managerial Roles)

تعریف : واژه عمومی برای کارها، رفتارها، مسئولیت‌ها و فعالیت‌های مورد انتظار از یک مدیر.

 

شرح : هنری مینتزبرگ پژوهش وسیعی بر روی نوع و طبیعت کار مدیران انجام داد. او به این نتیجه رسید که مدیران ده نقش اصلی ایفا می‌کنند که می‌توانند در قالب سه وظیفه اصلی دسته‌بندی شوند. او نتیجه گرفت که کارهای خی....

 

 38. هدایت (Directing)

تعریف : کار پیوسته تصمیم‌سازی و بیان آنها در قالب دستورات مشخص و دستورالعمل‌ها و انجام وظیفه به عنوان رهبر سازمان.

 

شرح : هدایت منابع انسانی یکی از وظایف مدیریت است. برخی از نویسندگان رهبری را معادل هدایت می‌دانند. هم‌چنین برخی به جای واژه «هدایت» از واژه «رهبری» استفاده می‌کنند.

 

 39. هماهنگی (Coordination)

تعریف : تمام فعالیت‌های مربوط به برقراری ارتباط متقابل بین اجزای مختلف کار.

 

شرح : برخی نویسندگان هماهنگی را یکی از وظایف مدیریت برمی‌شمرند در حالی که برخی دیگر هماهنگی را اساس مدیریت می‌دانند و معتقدند که هر یک از وظایف مدیریتی اقدامی شامل هماهنگی است.

 

 40. وظایف مدیریت (Management Functions)

تعریف : فهرستی از فعالیت‌های اصلی که مدیران باید به عنوان بخشی از کارشان انجام دهند.

 

شرح : حوزه‌های وظیفه‌ای اصلی مدیریت، صرفنظر از نوع و سطح مدیریت، عبارتند از: برنامه‌ریزی، سازماندهی، هدایت، بکارگماری و کنترل. نویسندگان وظایف مختلفی را برای مدیریت برمی‌شمرند و یک فهرست قطعی و مورد قبول هم....

 

تعداد بازدید : 136

ارسال نظر

سوال امنیتی : مجموع دو عدد 4 و 5 =