مدیریت پروژه سازمانی

  • نام نویسنده
  • تاریخ
مدیریت پروژه سازمانی

مسئولیت مدیران پروژه های سازمانی این است که این اطمینان را حاصل کنند که تمامی پروژه های درونی سازمان مطابق انتظارات پیش برود . شرکت ها و سازمان های بزرگ ممکن است درآن واحد بر روی ده ها پروژه کار کنند و یا حتی ممکن است این پروژه ها بین بخش های مختلف و در مکان های مختلف پخش شده باشد . این مجموعه ی پروژه ها ، پورتفولیوی پروژه سازمان نامیده می شود . زمانی که این پروژه ها با یکدیگر تعامل داشته باشند و یا سایر عملکردهای سازمانی بر آنها اثر بگذارد ، مدیریت این پورتفولیو تبدیل به یک کار پیچیده خواهد شد .

مدیران پروژه های سازمانی (EPMs) برای مدیریت اثرگذار بر روی پورتفولیوی پروژه ی سازمان تربیت شده اند . آنها در متعادل کردن عناصر به هم وابسته مهارت پیدا کرده اند و به خوبی با جزئیات مهم مرتبط با تجارت یا صنعتی که در آن کار می کنند ، آشنا هستند . آنها با بازار مربوط به هر پروژه آشنا هستند و می دانند هر پروژه ای چگونه اهداف سازمان را پشتیبانی خواهد کرد .

مدیران پروژه های سازمانی ، این توانایی را دارند که بفهمند چه زمانی پروژه ها درگیر کارهای تکراری یا کارهای تداخلی می شوند و همچنین پروژه هایی که با کمبود بودجه روبرو می شوند را تشخیص دهند تا یک فرصت تازه برای سازمان فراهم آورند . سازمان هایی که مدیر پروژه های سازمانی استخدام نمی کنند ، این توانایی را نخواهند داشت تا با سرعت کافی شکست ها را متوقف کنند یا یک فرصت خوب را شناسایی کنند .

 

متن اصلی مقاله

زمانی که شرکت ها به این نتیجه رسیدند که تعداد پروژه های ورودی بیش از توانایی های آنها برای دنبال کردن پروژه های جاری و نظارت موثر بر نتایج آنهاست ، خواستار های مدل EPM خواهند شد. اولین گام این است که مشخص کنیم EPM چگونه استفاده خواهد شد . این امر نیازمند یک بررسی دقیق بر روی روند فعلی برای تشخیص مشکلات و یافتن بهترین راهکار است . مرحله برنامه ریزی اجرای اولیه به شرح زیر است : پلان جدید به فرهنگ سازمانی و همچنین توانایی مدیریت برای تغییرات و تجهیز مجدد وابسته است . این پلان باید مسئولیت افراد را پوشش دهد ، وظایف بزرگ و اصلی را مشخص کند و تغییرات تکنولوژیکی و آموزشی را پیشنهاد دهد . بیشتر شرکت ها اهداف کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدتی را تنظیم می کنند .

قدم بعدی ، به دست آوردن مشارکت سهامداران است . نقش هر فردی ، حتی مدیر کل ، باید به روشنی مشخص شده باشد. معمولا اطلاعات جدید که می توانند ما را به سمت اعمال اصلاحات هنگام پیاده سازی پلان هدایت کنند ، در این مرحله ظاهر می شوند .

آخرین گام پیش از خاتمه پروژه ، تهیه لیستی از نیازمندی ها و مراحل اجرایی است . این لیست باید شامل جزئیاتی باشد که همه سهام داران با آن موافقت کرده بودند (مانند قوانین ، مسئولیت ها و آموزش ها) ، تغییرات تکنولوژی های جاری ، تولیدات و پشتیبانی ، باشد .

اجرای چنین تغییراتی می تواند یک چالش مهم باشد . بسیاری از افراد باید تغییر کردن را قبول کنند که در نتیجه باعث افزایش مشاهدات و نظارت بر پروژه خواهد شد . بخش هایی که مستقیما با مدیریت پروژه سازمانی در ارتباط نیستند (مانند واحد منابع انسانی) ممکن است نیاز باشد که روش های اجراییشان را برای پشتیبانی از مدل جدید تغییر دهند .  موانع می توانند به حداقل برسند اگر ارتباطات شفاف باشند و تمامی تغییرات واقع بینانه انجام شوند .

سهولت در اجرای EPM و دستاورد های آن هنگام کار با پورتفولیوی پروژه های وابسته به سازمان دیده می شود . اطلاعات کنونی نشان می دهد که این تلاش ارزشمند است و بسیاری از شرکت هایی که مدل اجراییشان را به یکی از مدل های EPM تغییر داده اند میزان سود دهی شان را تا 20% افزایش داده اند . زمانی که شرکت شما وابسته به فاکتور های زیادی است ، از جمله فرهنگ سازمان ، هزینه های اجرایی ، ساختار های سازمانی و مهارت یک مدیر پروژه سازمانی که برای این کار انتخاب شده است ، چه چیزی بدست خواهد آورد ؟

تعداد بازدید : 732

ارسال نظر

سوال امنیتی : مجموع دو عدد 2 و 5 =